در فصل شهادتت خزانم !

در فصل شهادتت خزانم !


شعری کوتاه بمناسبت شهادت امام عسگری (ع)

در فصل شهادتت خزانم
گفتن ز غمت نمي‌توانم
آهنگ غريبي تو مولا
آتش شده پاي استخوانم
تنها نه به اشك اكتفايي
از ديده سرشك خون روانم
تو ابن غريب، ابا الغريبي
از داغ تو نيمه گشته جانم
در خانه‌ و خانه همچو زندان
مظلوم‌‌ترين تو را بخوانم
آزاد شده ز جورِ دشمن
با زهر جفا، غمت بدانم
فرزند تو هم غريب چون توست
اي سوخته بينِ آشيانم
اين ناله كه مانده بين سينه
باشد به فدايت اي بيانم